معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

447

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

اصل نسل پيغمبرى شدند و از سلاله هر يك از ايشان پيغمبرى بوجود آوردند ، و آنچه در اين واقعه مرقوم رقم كلك بيان آمد مضمون اين آيهء با درايت است كه « فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ » يعنى چون زليخا سخنان مكرآميز آن زنان ملامت‌كننده بشنيد ( و از سخنان آن زنان بمكر تعبير فرمود زيرا كه آن زنان را در ضمن آن سخنان مكرى مندرج بود ) . و آن‌چنان بود كه ايشان را استدعاى ديدار يوسف گريبان جان گرفته بود و مقصود ايشان مشاهدهء جمال يوسفى بود و آن سخنان از براى تحصيل اين مراد مىگفتند ، چرا كه مىدانستند كه زليخا از براى دفع تهمت و تمهيد عذر خود در محبّت ، يوسف را بر ايشان عرض خواهد كردن ، لا جرم آن را مكر خواند و تحقيق اين معنى بود كه عارف جامى قدس سرّه مبيّن گردانيده ، از زبان زليخا تعبير فرمود . بيت بديشان گفت پس كاى نازنينان * به بزم نيكوئى بالانشينان چرا داريد ز اين‌سان « 1 » تلخ كامم * بطعن عشق عبرانى غلامم اگر ديده ز وى پرنور داريد * به ديدارش مرا معذور داريد اجازت گر بود آرم برونش * بدين انديشه كردم رهنمونش همه گفتند كز هر گفتگوئى * بجز وى نيست ما را آرزوئى بفرما تا برون آيد خرامان * كشد بر فرق ما از ناز دامان

--> ( 1 ) - ح : از اين‌سان .